Tuesday, November 14, 2006       


خُــــب... گمونم دیگه وقتشه که جناب سایتم رو معرفی کنم. این شما؛ این هم سایت دیهور ... / پ.ن: جا داره از این تریبون اعلام کنم که: - از مریم که پارسال اینجا رو با حوصله و سلیقه اش طراحی، و هدیه ام کرد، بازم زیادتا تشکر می کنم... (خودت می دونی و می دونی و می دونی که...) / - و از زحمت ها و صبوری های طراح محترم سایت دیهورم هم – نویسنده ی محترم "غلاف تمام فلزی" - بازم تشکر می کنم. (ولی آقا خودمونیم چقدر گیر دادم!) / - و از دیگر دوستانم هم که در این راه پر فراز و نشیب همراهی ام کردند، مراتب سپاس و قدردانی را به جا می آورم... (چه سیستم اداری شد!) / - راستی داشت یادم می رفت که بگم، دیهور به معنی آسمان هستش. / خـــب... این هم از اولین و آخرین نوشته ی اینجا: درختِ انار / ماهِ مهر میوه خواهد داد / خانه هایی که در آن ها هستیم خیلی از هم دورند. / بیا تا انارِ شیرین دانه کنم / و بریزم در کاسه ی دستت / با دستِ خودم. / میوه های مهر خودبه خود تنهایی / سرِ شاخه می پوسند. / بده دستت را ... / صدف و قهوه (مجموعه شعر)، سیما یاری، تهران: نشر قطره، 1382./ ببخشید که این نوشته ها به هم چسبیده اند، هر کاری می کنم درست نمی شن.


|



Friday, November 03, 2006       


بلندتر از آسمانت،/ صدایی نیست که آرام بگوید:/ "یک لبخند/ یک دست/ یک شانه/ کافی ست برای ِ دوباره زیستن..."


|



Friday, October 27, 2006       


نمی دانم اشک به کدام راه خواهد رفت اگر می دانستم من هم به همان راه می رفتم. روزانه ها، بیژن جلالی، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، 1385.


|



Wednesday, October 18, 2006       


... دیدم تو را، از جان گذشتم از کوی تو، گریان گذشتم بی همزبان ماندم خدایا گشتم جدا از آرزوها افتاده ام از پا، دریغا! ای کاش نمی دیدم تو را ... شاعر : ؟


|



Tuesday, October 17, 2006       


گیرم که کسی نداند؛ چقدر دلگیر است سحر، وقتی که تنها بیدار می شوی و تنها می پزی و تنها می خوری و تنها به عبادت می نشینی و تنها ... اما من خوب می دانم. از آن تنهایی هاست، که نباید به غمگینی اش عادت کرد.


|



Saturday, October 14, 2006       


تاریکی ِ باد از پشت ِ شهر صدای ِ همسایه های ِ بی سایه مان را زوزه می کشد و من همه ی شب ها از ترس پشت ِ پنجره ها می نشینم و از حسرت به آسمان نگاه نمی کنم 1385.7.20


|



Friday, October 13, 2006       


این هم به جای اون بیتی که برش داشتم از اینجا ... ای دل ِ غم دیده حالت به شود، دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان، غم مخور حافظ


|