|
خُــــب... گمونم دیگه وقتشه که جناب سایتم رو معرفی کنم. این شما؛ این هم سایت دیهور ... /
پ.ن:
جا داره از این تریبون اعلام کنم که:
- از مریم که پارسال اینجا رو با حوصله و سلیقه اش طراحی، و هدیه ام کرد، بازم زیادتا تشکر می کنم... (خودت می دونی و می دونی و می دونی که...) /
- و از زحمت ها و صبوری های طراح محترم سایت دیهورم هم – نویسنده ی محترم "غلاف تمام فلزی" - بازم تشکر می کنم. (ولی آقا خودمونیم چقدر گیر دادم!) /
- و از دیگر دوستانم هم که در این راه پر فراز و نشیب همراهی ام کردند، مراتب سپاس و قدردانی را به جا می آورم... (چه سیستم اداری شد!) /
- راستی داشت یادم می رفت که بگم، دیهور به معنی آسمان هستش. /
خـــب... این هم از اولین و آخرین نوشته ی اینجا:
درختِ انار /
ماهِ مهر میوه خواهد داد /
خانه هایی که در آن ها هستیم خیلی از هم دورند. /
بیا تا انارِ شیرین دانه کنم /
و بریزم در کاسه ی دستت /
با دستِ خودم. /
میوه های مهر خودبه خود تنهایی /
سرِ شاخه می پوسند. /
بده دستت را ... /
صدف و قهوه (مجموعه شعر)، سیما یاری، تهران: نشر قطره، 1382./
ببخشید که این نوشته ها به هم چسبیده اند، هر کاری می کنم درست نمی شن.
□ نوشته شده در ساعت 11/14/2006 11:25:00 PM توسط :: |
بلندتر از آسمانت،/
صدایی نیست که آرام بگوید:/
"یک لبخند/
یک دست/
یک شانه/
کافی ست برای ِ دوباره زیستن..."
□ نوشته شده در ساعت 11/03/2006 10:34:00 PM توسط :: |
نمی دانم اشک
به کدام راه خواهد
رفت
اگر می دانستم
من هم به همان راه
می رفتم.
روزانه ها، بیژن جلالی، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، 1385.
□ نوشته شده در ساعت 10/27/2006 12:50:00 PM توسط :: |
...
دیدم تو را، از جان گذشتم
از کوی تو، گریان گذشتم
بی همزبان ماندم خدایا
گشتم جدا از آرزوها
افتاده ام از پا، دریغا!
ای کاش نمی دیدم تو را ...
شاعر : ؟
□ نوشته شده در ساعت 10/18/2006 02:38:00 PM توسط :: |
گیرم که کسی نداند؛ چقدر دلگیر است سحر، وقتی که تنها بیدار می شوی و تنها می پزی و تنها می خوری و تنها به عبادت می نشینی و تنها ... اما من خوب می دانم.
از آن تنهایی هاست، که نباید به غمگینی اش عادت کرد.
□ نوشته شده در ساعت 10/17/2006 10:08:00 AM توسط :: |
تاریکی ِ باد
از پشت ِ شهر
صدای ِ همسایه های ِ بی سایه مان را
زوزه می کشد
و من
همه ی شب ها
از ترس
پشت ِ پنجره ها می نشینم
و از حسرت
به آسمان نگاه نمی کنم
1385.7.20
□ نوشته شده در ساعت 10/14/2006 09:21:00 PM توسط :: |
این هم به جای اون بیتی که برش داشتم از اینجا ...
ای دل ِ غم دیده حالت به شود، دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان، غم مخور
حافظ
□ نوشته شده در ساعت 10/13/2006 06:08:00 PM توسط :: | |
سایت ها
انتشارات کاروان
دیگران
باغ بي برگي افکار شهرزاد فروغ قاصدک* دست نوشته ها خاطرات حوا هزار و یک روزنه زني به نام سياوش من و تنهایی من و بقیه قطعه ی گمشده حال ما خوب است فریاد عرایض جاناتان خط سوم ترسا یک پنجره کاکتوس تیلا ضد خاطرات صفر مطلق درنگ بانوی بی ترانه یک سبد آواز نو شب نویس رضا ناظم ناتور تادانه خسرو نقیبی در جستجوی کلمات خوابگرد شانای نوید آقایی سپينود نهفت دیگر ناگفته ها به خودم پاگرد می خوام خودم باشم ادریس یحیی فتوهایکو کتاب های عامه پسند بهمن آقا کتابلاگ کتابخونه غلاف تمام فلزی پیازداغ سینما و ... کسوف تهران بیست و چهار روتوشباشی تخته سیاه جیره روزانه عکاسی منصور ملکی امیر مهدی حقیقت آرش حجازی منيرو رواني پور يدالله رويايي عباس معروفي سعید حاتمی کافه تیتر
|